شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره - نفس بانو

نفس بانو
ورود شما به نفس بانو را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا
تبلیغات


شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره

شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره

واسه هر کسی که میگم قصه شو اتیش میگیره

دل من یه دریا خون بود

چشم تو یه دنیا تردید

اخرین لحظه نگاهت غصه داشت باز ولی خندید

شب رفتنت یه ماهی توی خشکی رفتو جون داد

زلزله  خیلی دلا رو از اون شب تکون داد

غما امشب شیشه های خونه رو زدن شکستن  پابه پام عکسای نازت اومدن تا صبح نشستن

تو چرا از این جا رفتی ؟

تو چرا از اینجا رفتی؟

تو که مثل قصه هایی

گلم از چه چیزی باشه نه بدی نه بی وفایی

شب رفتن نوشتی شدی قربونی تقدیر نقره اشکای من شد دور گردنت یه زنجیر

شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکی بودن

قحطی سفیدیا بودهمه انگار مشکی بودن

شب رفتن که رفتی و گفتی دیگه چاره نیست

دیدم اون بالا ها انگار عکس هیچ ستاره ای نیست

شب رفتن تو یاسا دلمو دل داری دادن

اونا عاشقن ولیکن تنها نیستن که زیادن

بارون اون شب دستشو ار سر چشمام بر نمیداشت


من تا میخواستم ببارم

هر کسی میدید نمیذاشت

شب رفتنت رفتم سراغ تنها نوارت

اون که برام همه چی بود

اره تنها یادگارت

سرنوشت ما یه میدون

زندگی اما یه بازی

پیش اسم ما نوشتن اره حقته باید ببازی

شب رفتن تو خوندن واسه من همه لالایی

یکی میگفتکه  غریبی یکی میگفت بی وفایی

شب رفتن ابراواسه گریه کم اوردن

اشنا ها برای زخم وا شدم مرحمم اوردن

شب رفتن تو تسبیح از دست گلدونا افتاد

قلب ارزو هام انگار

قلب ارزو هام انگار برای همیشه وایستاد

شب رفتنت تو غربت جای اونجا این جا پیچید

دل تو بدون منظور رفت و خوشبختی مو دزدید

شب رفتن دیدم یکی از قرانیها مرد

فرداشم دیدم از دست قسمت اون  یکیرم با خودش برد

شب رفتنت راس راسی چشمات چه برقی داشتن

این همه ادم چرا من

پس با من چه فرقی داشتن

شب رفتنت پاشیدم همه اشکامو تو کوچه

قولتو اروم گذاشتم پیش قران لب تاقچه

شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن

پیش شاعرا که دائم از مسافر مینویسن

شب رفتنتتو دیدم تا که غم نیاد سراغت

هیچ زمون روشن نمیشه واسه کسی چراغت

شب رفتن تو خیلی غمای شاعر

روی شیشمون نوشتم میشینم به پات مسافر

برو تا همه بدونن سفر هم اون قدر ها بد نیست

واسه گفتن از تو اما هیچ کی شاعری بلد نیست

هیچکی شاعری بلد نیست

[ ۱۳٩۳/۱٢/٧ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ گمنام عشق ]

[ نظرات () ]

پيوندهای روزانه
امکانات وب