امروز تو را دیدم

 دیوانه شدم دیگر

 من جز تو ندارم، نه

شور دگری در سر

می گفت کسی در من:

آهسته قدم بردار

چون عاشق او هستی کوتاه شود دیدار

در خلوت خوب باغ 

حرف دل تنگت را

با چشم به من گفتی

امروز کنار تو .... خوشبخت ترین بودم.

در پیش غم دنیا سر سخت ترین بودم

امروز کنار تو من غرق در این دنیا

ای کاش که می شد کاش ..

هرگز نرسد فردا

مرجان علیشاهی

/ 0 نظر / 20 بازدید