مجنون با انگشت بر روی خاک مینوشت..

مجنون با انگشت بر روی خاک مینوشت..

لیلی .. لیلی.... لیلی....

پرسیدند چه میکنی؟

گفت

چون میسر نیست مرا کام او

 

عشق بازی میکنم با نام او 

/ 36 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دنیا

سلام مهربان اپم خواستید سری به ما بزنید...

ایدا

رسم ادمهای دنیا شبیه دریاست وقتی احساس کنن غرقشون شدی؛ پس میزنند....

نیلوفرآبی

سلام اپم

دریا

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻤﺖ ﮔﻮﯾﺎ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ِ ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺴﺖ ﺍﺯ ﻣﯽ ِ ﭼﺸﻤﺎﻥ ِ ﺗﻮ، ﻣﺪﻫﻮﺵ ِ ﺩﯾﺪﺍﺭ ِ ﺗﻮﺍﻡ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ! ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ ، ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺰﻥ ﺗﮑﺜﯿﺮ ﺷﻮ ﺩﺭ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﻡ ؛ ﻣﺤﺘﺎﺝ ِ ﺗﮑﺮﺍﺭ ِ ﺗﻮﺍﻡ ........................................................[گل]

دریا

بیا بنشان به لبهایم نگین یک تبسم را سکوت تلخ را بشکن بیا سر ده ترنم را بیا با بوسه های مهر مستم کن در آغوشت به روح دردمندم خوان غزلهای تفاهم را ....................................................[گل]

زهرا

سلاممم أپم[نیشخند][لبخند]

دنیا

عصر عصرتنهاييست، نگاه كه كني ميبيني همه ترجيح ميدهند صندلي جلوي تاكسي بنشينند، همه تلاش ميكنند آهنگهاشان را تنهايي گوش بدهند، هيچكس دوستي را براي هميشه اش نگاه نميدارد چون اينجورچيزها تاريخ مصرفشان گذشته، وسيله هاي آشپزخانه ها نيازي به مادر ندارند و دوربينهاي عكاسي نيازمند كسي نيست كه بتواند بگويد سه،دو،يك.. خودت نگاه كن ميبيني سلفي ها و مونوپادها چقدرخوب تنهايي را حفاظت ميكنند تا مجبورنشوي از رهگذري در پارك خواهش كني پرتره ي زيبايي از دوستيهايتان رسم كند و مجبور نشوي لبخندي از اجبار تحويلش بدهي... چون نه دوستي هست نه رهگذري،همه ي رهگذر ها درحال چك كردن پيام هستند، هركدام از سرنشينان تاكسي آهنگي را به تنهايي گوش ميدهند، اگر خدايي ناكرده روزي از اجبار سوالي از كسي پرسيدي حتما بابت خدشه دار شدن حريم وسيع تنهايي اش مفصل عذر بخواه، يادت باشد آن چند نفري كه هنوز دوروبرت هستند را نپراني، مراقب دوستیهایمان باشیم...

دریا

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست ..................................................[گل]

دریا

با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن دیگر بگو از جان من, جانا چه می‌خواهی؟ بگو گیرم نمی‌گیری دگر, زآشفته ی عشقت خبر بر حال من گاهی نگر, با من سخن گاهی بگو ای گل پی هر خس مرو, در خلوت هر کس مرو گویی که دانم, پس مرو، گر آگه از راهی بگو غمخوار دل ای مه نیی, از درد من آگه نیی ولله نیی, بالله نیی, از دردم آگاهی بگو ؟ بر خلوت دل سرزده یک شب درآ ساغر زده آخر نگویی سرزده, از من چه کوتاهی بگو؟ من عاشق تنهایی‌ام، سرگشته شیدایی‌ام دیوانه‌ای رسوایی‌ام, تو هرچه می‌خواهی بگو ...........................................................[گل]

زهرا

[خجالت].. عالی..