روز مرگم

روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می و انگور کنید
مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

وحشی بافقی

/ 4 نظر / 2 بازدید
r@ha

سلام مرسی همچنین،عید فطر پیشاپیش به شما وخونواده ی محترمتون تبریک میگم[گل][گل]

r@ha

خیلی زیبا بود ان شا الله خودتون صدو بیست سال زندگی کنید[گل]

✘ α†ê£êн ✘

سکوت... و باز هم سکوت! گاهی نمی توانم حرف هایم را در لغات بگنجانم گاهی از گفتنشان واهمه دارم گاهی نمی توانم حرف بزنم... شاید چیزی مانعم می شود که نمی دانم چیست! اوضاع دیگر مثل سابق نیست... همه چیز عوض شده...! اما از این تغییرات هم سخن نمی گویم... نمی دانم... شاید اگر چیزی نگویم بهتر باشد!!!!

✘ α†ê£êн ✘

دلم برای کودکی ام تنگ شده نه استرسی بود، نه نگرانی، نه غصه ای و نه دلواپسی در دنیا.