آنکه رخسار ترا این همه زیبا می کرد

آنکه رخسار ترا این همه زیبا می کرد

کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

 آنکه می داد ترا حسن و نمی داد وفا

کاشکی فکر من عاشقِ  شیدا می کرد

 یا نمی داد ترا این همه بیدادگری

یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد

 کاشکی گم شده بود این دلِ دیوانه ی من

پیش از آن روز که گیسوی تو پیدا می کرد

 ای که در سوختنم با دلِ من ساخته ای

کاش یک شب دلت اندیشه ی  فردا می کرد

 کاش می بود به فکر دلِ دیوانه ی ما

آنکه خلق پری از آدم و حوا می کرد

 کاش درخواب شبی روی تو می دید «عماد»

بوسه ای از لب لعل تو تمنا می کرد


/ 0 نظر / 6 بازدید