مـــــــــــــرد است دیگر…

مـــــــــــــرد است دیگر…
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر..
غرورش آسمان و دلش دریاست…
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟…
مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد

/ 10 نظر / 8 بازدید
دنیا

مثل ان مسجد بین راهی تنهایم ... هرکس هم که میاد مسافراست و میشکند... هم نمازش را... وهم دلم را... وبعد هم بی تفاوت میرود..

دنیا

ممنون از حضورتون مهربان...[گل][گل]

فرنگیس

سلام خدمت شما اقا مهرداد گرامی ..خیلی خیلی ممنونم از محبتت و نظرلطفتون نسبت به نوشته و تصاویر وبم ....انتخاب متنهای شما هم خیلی خیلی قشنگه ..خوشحال شدم از حضورتون[لبخند][گل][گل]

فرنگیس

نگران فردایت نباش ، خدای دیروز و امروز ، فردا هم هست ما اولین بار است که بندگی می کنیم ولی او قرن هاست که خدایی می کند [گل][گل]

فرنگیس

بنظرم مردها خیلی بااحساس تر هستند وهمیشه غمهاشون وبغض هاشون رو تو دلشون نگه میدارن [گل][گل][گل][گل]

دریا

چقدر اشتباه مي کنند اون هايي که مي گن: مرد بايد قد بلند باشه… مرد بايد چشم ابرو مشکي باشه… مرد بايد ته ريش داشته باشه… من که مي گم: مرد بايد با وجود همه ي غرورش،مهربون باشه… باوجودهمه ي لجبازيش،وفادار باشه… باوجود همه ي خستگي هاش،صبور باشه… باوجود همه ي سختي هاش،عاشق باشه… مرد بايد محکم باشه… بايد تکيه گاه همسرش باشه… مرد بايد،”مــــــــــــــــــــــــــــــــرد” باشه… همين…. ............................................[گل]

دریا

بخـنــد هــرچـنــد غـمـگینــی بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ... بخنـــد ببخــش و فرامـوش کـــن هــرچـنــد میدانم ... آســـان نــیســـت. .........................................[گل]

رها

خوب و بد هر چه نوشتند به پای خودمان انتخابی است که کردیم برای خودمان این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند غم نداریم ، بزرگ است خدای خودمان بگذاریم که با فلسفه شان خوش باشند خودمان آینه هستیم برای خودمان[تایید]

رها

اينجا قطب است! شايد از قطب هم سردتر... مردماني كه دلشان سخت سرد و بي بخار شده است... چشماني كه محبت را به شهوت فروخته اند... و دستاني كه اگر هم دستگيري كنند بي دليل نميكنند... شايد اين روزها همه با خود اين جملات را زمزمه ميكنيم. اما يك چيز مي ماند: من ميدانم كه به اندازه ي اين سرما ، آنطرفتر آتش محبتي شعله ور است ميدانم كه به ازاي هر جنگي ، صلحي برپاست ميدانم خدايي آن بالا نشسته كه نگهباناني بر زمين گماشته تا تو را دست گيري كنند، وسيله هايي كه لحظه به لحظه زندگي به تو ميدهند... آرام باش![پلک]

کوله پشتی

مرد است دیگر،گاهی نمیداند چگونه تورا در هم میشکند.