به حکم چشمهایت می نویسم نامه ای دیگر

به حکم چشمهایت می نویسم نامه ای دیگر

دلم را در میان نامه می پیچم پریشانتر

پس از نام قشنگت ، می نویسم سطر اول را

قفس ، آتش ، پرنده ، یک گلو آواز و خاکستر

میان برگ ماه ، در انتهای نامه می پیچم

تمام خاطرات خوبت را

دلم را در میان نامه ام پیچیده می یابی

کنار نامه های دیگرت ، هر روز پشت در

در آن خلوت که از ابر خیالت ماه می تابد

تو را با سطر سطر نامه هایم میکشم در بر

میان برگ ماه پیچیده تقدیم تو میدارم

دوگلدان شمعدانی ، قالی و یک دسته نیلوفر

ولی ......

حس میکنم یک روز در غربت دل عاشق

دور از چشم تو می میرد ، کنار نامه ای آخر ......

/ 0 نظر / 20 بازدید